كنم از اهالي تئاتر پيدا نكردم.يعني قالب پيدا نكردم.باشه به خاطر نارون
خانوم گل چشم.دردت به جونم.
.نارون تنها كسي كه از دستم به ندرت
عصبي ميشه مهربون صادق و وفادار. بعد از ۵ سال زندگي يكبار هم با هم
دعوا نكرديم.نارون چشمشو بروي همه غرغر ها و بدخلقي هام و بيماري
سخت و مزخرف من مي بنده.انگار خدا افريده اين زن رو فقط واسه اينكه با
من مهربوني كنه و بهم اميد بده.
امشب اگه نارون نبود برام خيلي سخت ميگذشت. خونه بابا بحث كردم دعوا
سرزنش تحقير غرغر فرياد و اخر سر هم ...... برخورد فيزيكي.
.كل اتوبان
مدرس رو با بغض سفت و تلخي گاز دادم تا اومدم تو هفت تير و وقتي
رسيدم خونه نارون به محض ديدنم گفت چي شد؟![]()
اون بغض سفت و ترش رو به جاي جواب پرسشش رو روي شونه هاي
ظريفش خالي كردم.مثل هميشه سكوت سنگين نارون. اينقدر گريه كردم كه
نفسم بالا نميومد.نارون رفت برام اسپري بگيره رو تخت بودم و در بين گريه
هام خوابم برد.........![]()
زودتر از موسسه اومدم بيرون تا نارون رو به يك فنجان چاي در كافي شاپ
دعوت كنم و صد البته در مورد بد بختي كه پدر گرامي گذاشته گردن من
بشينم دو كلمه حرف حساب بزنم با نارون.از در موسسه كه اومدم بيرون دم
در تصادف كردم. از پشت زدن بهم.
.قبل از روشن نمودن ماشين و يا
تصادف بلافاصله جهت رعايت مسايل امينيتي كمربند ايميني رو بستم انگار
كه الان تو پيست سرعتم. بعد از اينكه زدن بهم.اومدم بيام پايين كمربند رو
خوب ول نكردم پام رفت لا به لاش نزديك بود با مغز بيام روي زمين هم خنده
ام گرفته بود هم عصباني بودم.![]()
.ديدم اااااااااااااا بلا نگيري بچه كسي كه
زده بهم اراميس همكارمه. اومديم جلو اونم خنده اش گرفته بود از زمين
خوردن من. با هم دست داديم و نشد جلو خودمو بگيرم هر دو خنديديم.مردم
با تعجب نگاهمون مي كردن كه اين دو تا احمق زدن به هم حالا دارن با هم
دست ميدن مي خندن.![]()
![]()
![]()
.رفتم دنبال نارون رفتيم با هم كاف شاپ چاي رو خورديم پرت شد گلوم
كوفتم شد و بعد اومديم خونه![]()
.بعد ديدم به.................
منزل نبوديم جناب دزد تشريف اوردن منزل.
.
گفتم نارون يواشكي اومده بوده
.
نارون با تعجب نگاهم كرد و زير لب زمزمه كرد عزيزم چرا رفتي دانشكده هنر
تئاتر خوندي. بايد با اين هوش و ذكاوت ..... !!!!!!!!!!!!! مي شدي افسر پليس.
بعد با عصبانيت ادامه داد خب معلومه يواشكي مياد مسلما اول تلفن نميكنه
تا وقت قبلي بگيره.![]()
البته خب اينم حرفي است مسلما اقا دزده تليف نميزنه كه امشب فرصت
دارين من مزاحمتون شم. تشرف نداشته باشين من يه سر بيام منزلتون.![]()
حالا بگو چي برده بود.هيچي همه چي سر جاش بود اون فقط يخچال منزل
رو خالي كرده بود و بعد ديگه هچي دست نخورده بود.
.مي خواستم به
پليس تلفن كنم نارون نذاشت گفت لابد ادم نيازمندي بوده در ثاني پليس كار
خاصي انجام نمي ده و قطعا بهمون خواهد خنديد.(البته همسر عزيزم روش
نم شد بگه پليس كاراگاه با هوش و ذكاوت قابل تحسيني ور دستش
ايستاده )خودمو ميگم كه فهميده بودم دزد يواشكي اومده بوده.
) و لي
انصافا حق با نارون بود. فكرشو بكن زنگ بزني اداره پليس بگي دزد اومده
خب چي برده؟
هيچي يخچالمون رو خالي كرده.
عمممممممممممممممممرا اگر پليسي حاظر باشه به خاطر سرقت رفتن
خوردني هاي يخچال يك منزل الگانسشو استارت بزنه.
.البته با توجه به
سهميه بندي بنزين و از لحاظ سوخت هم صرف نميكنه.راستي بنزين نيروي
انتظامي از كجا تامين ميشه؟سوال علمي.
راستي هي خواستم با نارون تو اون كافي شاپ شام هم بخوريم ها باز گفتم
دستپخت عيال يه چيز ديگه است خبر نداشتيم جناب دزد شام رو بدون ما
صرف كردن.
يواشكي
.
شبتون خوش ناروني باشيد.
.
پانتومیم داشتیم تو پارک لاله نامردا حتی یه تبلیغم نکردن.انگاري ديدن ارزش
نداره. موتور سوار رفته تو ۴ منطقه تهران پوستر زده بود كه بياييد براي
تماشاي يك تئاتر پانتوميم. كي وقت ميذاره بياد اصلا مگه تئاتر جا افتاده بين
مردم اونم چي پانتوميم !!!!
از همه بدتر اينكه نذاشتن يه عكس بگيريم.
ميگفتن بذار بكگراند منم درستش كردم هيچ احمقي چنين كاري نميكنه هر
كي ببينه خنده اش ميگيره. ولي عيب نداره ببينيد و بخنديد.به نظرتون
مسخره نيست هنرجوها اين ريختي بودن سر صحنه تيما ميگه اقلا گيف اش
ميكردي بفهمن جريان چيه.![]()
.
خب شاد باشيد دوستان و ................ناروني ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.
من سرتو ميكنم حالا ببين.من چون مريضم مراعاتم كردن نبردن منو با
خودشون عوضش نامردي نكردن كلي كار ميكس و موناژ برام گذاشتن.
مراعاتمو كردن مثلا.
بعد از صبح كه سر كلاس بودم و كار و تمرين با
هنرجوها. بعدشم جاي شما سبز يك بسته پفك خوردم دو لپي. بعد ديگه
گرم كار شدم تا غروب نازنين همسرم اومد دنبالم.داشتيم ميومديم خونه و در
فكر يك ليوان چاي داغ بودم كه ديدم پليس به چند تا جوون م بلند كه سگ
كوچيكي همراهشون بود گير داده. سگ پشمالوي سفيدي هي پيششون
وول ميخورد.با خودم گفتم اگه يه روز با نارون غازي رو بيارم بيرون پليس
بهمون گير ميده.![]()
.اميدوارم كه نده. يعني گير نده.
. شاد و ناروني باشيد
دوستان.![]()
اخه بابا شمال هم شد جا واسه فیلم برداری.همه راضی اند دوست دارن
من نمیخوام. ولی چشم باشه.البته خود شمال هم که نه باغ لاله گچسر
امروز اونجا بودیم صبح که بیدار شدم نارونو بوسیدم و بهش قول دادم براش
یک لاله ی بزرگ و ابلق زرد و قرمز بیارم.البته نمیدونستم این موقع فصل
هست یانه. وقتي خواستم از در برم بيرون گفتم اي خدا ياريم كن مث دفعه
پيش نشم.بخدا خنده داره.همكارام ميگن مردم از هواي پاك و اكسيژن خالص
شمال لذت ميبرن تو ولي با اين هوا مشكل داري.
در عوض تو دود و دم
تهران سر حالي.
.خب اينم يه جورشه. دار و درخت و باغ و هوايي كه
اكسيژن خالص داره بهم نمسازه. با ريه هاي من كه هميشه تو پالايش هوا
گير دارن جور در نمياد.اگه اسپريم نباشه خفه ميشم.بهر حال خدا كمكم كرد
رفتيم و اومديم بخير گذشت شب خوش ناروني باشيد.![]()
تجریش گفتن کارو اونجا ببندیم. یادش بخیر چندی پیش توی یک ساختمون
بغل استخر قصر موج فیلم برداری داشتیم من به عمد شریعتی رو به جای
اینکه برم تو بلوار میرفتم تو شاه نظری کوچه دوم.از جلو ترانه شرقی رد
می شدم و می گفتم به افتخار گروه اریان و دو تا بوق کوچولو (اقا خجالت
نمبکشی الودگی صوتی ایجاد میکنی؟ ادم الکی بوق نمی زنه که اااا چه
معنی داره.) ![]()
میدون محسنی و بلوار رو عاشقونه دوست دارم اونجا اریانی ها دور هم جمع
می شن. هر بار از اون کوچه می گذشتم می گفتم یه بار یکی شونو بینم
ولی خب نشد.
.
نارون میگه خب تو یه واحد از ساختمونای اینجا گروه اریان اونم نه همیشه
برخی مواقع هستن.تو چرا عاشق در و دیوار و مغازه ها و میدونی . می
خندم جوابی ندارم بدم.![]()
![]()
. ولی حق با نارونه.
خب شبتون خوش نارونی باشید دوستان.![]()
.
قرار فيلم برداري رو گذاشتيم و بعد برگشتم اومديم موسسه تا ساعت ۲ و
نيم كلاس داشتم.با يكي از هنرجوهام خيلي چك و چونه زدم. قصد بازتاب
دادن اقتصاد داره توي پانتوميم بابا بي خيال بشين سر جات.مي دونستم
چيزي كه ميگه جالبه ولي اخه اينكارو توي ايران هنوز جا نيفتاده عزيز.بگذريم
بعدش نوبت تست هنرجوها شد.يكي شون خيلي اذيتم كرد. زير بار تكنيك
خاص پانتوميم نميرفت ميگفت هر جور دوست دارم بازي مي كنم.بالاخره
همه رو با هم بلند كردم و همه حركت رو انجام دادند. قبول كرد ولي مي
دونم از موسسه بره بيرون تمرين نميكنه.دو سه روز ديگه تو شهرك غزالي
فيلم برداري داريم.يادش بخير اخرين باري كه فيلم گرفتيم سال ۸۳ بود.
اخرين باري هم كه اجرا داشتيم پارسال شب تولد علي پهلوان و بنيامين بود.
كارو زودتر تمومش كرديم و با عجله رفتيم كرج.چه افتضاحي شد.
بي خيال عادت كردم ديگه.شبتون خوش و ناروني باشيد.
.


پیشمون.خودم یه غاز بزرگ سفید دارم که روی بال راستش یه پر سیاه
داره.اسمش غازیه. غازی رو یکی از همکارام وقتی توی رامسر دانشجو بود
درسش که تموم شد برام اورد.یه جوجه غاز زرد کرکی. الان که ماشالاه
هیکلیه.پیما هر وقت میاد خونمون کلی سر به سرم میذاره میگه این باید بره
زیر برنج غاز بریان.عصبانی میکنه منو با این حرفش.نارون براش یه اویز با
روبان ابی بسته خیلی خوشگل شده.ادوین وقتی میبینتش میگه غازت از
خودت خوش تیپ تره. میبینید چقدر همکارشو تحویل میگیره.
.امروز بعد از
ظهر داشتم روی نمایشنامه سئول کار می کردم واااااااااااای این دو تا اتیش
پاره اتاقو گذاشته بودن رو سرشون هی دور اتاق راه میذفتن و غژ غژ
میکردن.![]()
اعصابم خرد شد هی غژ ... هی غژ... بازم غژ....داد زدم ک نارون .....![]()
این دو تارو ببر حموم ولشون کن.![]()
همین کارو کرد و نیم ساعت بعد وقتی رفتم سراغشون وای چه گندی زده
بودن به حموم. قبل از اینکه همسر گرامی بیاد و به عمق فاجعه پی ببره
خودمو حموم و غازهارو شستم.یه اریانی اومده هی بوززز مي زنه برم
ببينم چي ميگه. شب خوش ناروني باشيد.
.

كاش هميشه اين طوري بود تو اين هوا نفس كشيدن خيلي راحت و لذت
بخشه.دوستام به حرفم مي خندن.خب براي ادماي سالم كه ريه هاي سالم
دارن بايدم اين حرف خنده دار باشه.مني كه هر روز صبح چشمامو وا مي
كنم بايد يه فيش اسپري قبل صبحونه وارد ريه هام كنم چنين هوايي واقعا
غنيمته. نارون ميگه كاش مي شد مث ماهي اكسيژن ذخيره كني.سر به
سرم ميذاره.هر روز مي خوام برم موسسه بهم ميگه اسپري يادت نره.اصلا
اگه نگه روزم روز نميشه. امروز يه عده هنرجو رو اوردن موسسه بايد ازشون
تست بگيريم.از ادوين خواستم بذاره فردا.امروز خيلي كار داشتم تو شركت.
خب اينم از امروز شبتون خوش ناروني باشيد.![]()
مرداد بره رو صحنه حرف زديم.ادوين قبول كرد علاوه بر كارگرداني يه طراح
صحنه دبش پيدا كنه.طراح صحنمون رفته مسافرت. بگو اخه الان چه وقت
سفر كردن بود بچه.داشتم در مورد سئانسهاي تئاتر جديدم مي نوشتم
كه نارون يادم انداخت ساعت يازده بايد برم وبهاي ارياني رو چك كنم.به به
البوم ۴ اريان كه بياد بازار سر وب نويسهاي ارياني هم حسابي شلوغ
ميشه.زاستي امروز همكارم يك غاز بهم داد كه چند روزي براش نگه اش
دارم.اورده بودش شركت منم گذاشتمش توي يك كارتن ماشالاه سنگين بود
چقدر ...
ووووي مردم تا اوردمش دم ماشين.فكرشو بكن يه كارتن گنده يك
غاز تپل خاكستري گردن دراز توش بود. تا خونه مث خلا هي خودم با خودم
خنديدم. خب فعلا شب خوش ناروني باشيد.![]()
دلم خیلی گرفته خیلی زیاد. یکی از بهترین وبهای اریانی رو هک کردن
صاحبش اونقدر دل شکسته است که حاضر نیست دوباره بسازتش.از دست
منم هیچ کاری بر نمیاد.ساعت یک بامداده و هوای گرم و سنگین مرداد ماه
باید برم تئاتر وجدیدمو شروع کنم اصلا حوصله و دل و دماغ ندارم.نارون
خوابیده صدای اروم نفسهاش میاد. شاید کمی به صورت معصومش نگاه کنم
اروم بشم.بتونم دوباره بنویسم. حاک بر سر هکر بی شعور کنن. فعلا شب
خوش برم سراغ نوشته هام.
![]()


