امروز اینقدر خسته و عصبی بودم که حتی با پزشکم هم بحثم شد. هی
میگه حرص نخور غصه نخور استرس بده.اخه اگه استرس نداشته باشی که
اصلا زندگی نمی گذره.اخه دکتر تو که هی نشستی میگی زندگی رو ساده
بگیر زندگی رو زیبا ببین و از این جور مزخرفات اخه مگه از درد زندگی
مریضات خبر داری؟
وقتی داشت معاینه ام می کرد بی اختیار زیر دستش
می لرزیدم.می گفت هنوز تشنج داری.گفتم چرا تشنج جسمی خوب شده
ولی تشنج روح هیچوقت خوب نمیشه.شبتون خوش دلتون بی غم نارونی
بمونید.
+
نوشته شده در ساعت توسط آریان مددیان


