شب چار شنبه سوری رفتم خونه تیما .نارون نیومد.خیلی گریه کردم. خیلی. به خاطر خودم ابروم و
زندگی قشنگی که داشتم و الان دیگه ندارم...ئلئاریم داد خیلی و بهم گفت از طرف مدرکی گیر بیارم که
شاید بتونم اشتباهات گذشته رو جبران کنم.برام چای ریخت و ترانه ملایمی گذشات و سعی کرد از جنبه
های مثبت داستان حرف بزنه.اینکه بخوام نارون رو از دست بدم خیلی تلخه.نارون راحت وارد زندگیم نشد
که راحت هم بذاره و بره.....ووووی همه اش صدای گلوله و ترقه و اخر شب هوای سنگین تهران پر از دود و
دم و بوی اتیش و باروت و دود.....صدای ازار دهنده ترقه و بمب های دستی.....نارونم...!
کاست آریان هدیه دادم به دریا
وقتی کاست دوم اریان بیرون اومد ما سر فیلم برداری تو پارک جمشیدیه بودیم.یه بار اخرای
شب که کارمون تموم شد یکی از همکاران سابقمون که دوستمونم بود به نام نوید اومد سر
صحنه و چون ارو دید گفت بچه ها کاست اریان دو رو شنیدین معرکه هست.اما خب من هنوز
خودم وقت نکردم برم بخرمش. گفتم بیا تا من دم خون می رسونمت تو ماشین من یه بار
بشنوش. توی ماشینم که نشسته بود زد و ضبط مشکل پیدا کرد نخوند کاستو. دوستمون گفت
میشه البوم رو بدی من ببرم گوش بدم. فردا هم عازم کیشم اونجا سخت پیدا میشه. گفتم نه
خودم هنوز طرف دوم رو نشنیدم گفت بذار ببرم دیگه. گفتم باشه ببر.نوید و همکاراش کنار
ساحل کیش فیلم برداری داشتن. چند روز بعد تصادفا بهم زنگ زدیم گفتم خوب حال می کنی
با نوار من ها.خندید و فت باب هدیه اش کردم به دریا! گفتم یعنی چی ؟گفت رفته بودیم قایق
سواری وقتی اومدم پیاده شم از قایق از جیبم سر خورد افتاد تو دریا.نشد گیرمش! خندیدم و
گفتم نوید اگه تو عمرت یه بار کار درست کرده باشی همینه! کاری کردی که دریا هم از البوم
اریان بی نصیب نمونه.
![]()
یکی از دوستهام بهم سپرده بود تمامی البوم ها و عکسهای اریان رو بگیرم براش.خریدن کاستها کاری
نداشت و کلیپهای ایوا اماسی دی ابان ۸۱ مگه پیدا می شد ووووی. نصف تهرانو زیر پا کردم پیدا نشد
بالخره یه روز تو مغازه در حین جستجو اتفاق جالبی افتاد.به صاحب مغازه گفتم من فلان سی دی از
اریان رو میخوام کمی نگاهم کرد و گفت مجازه.....!صاحب مغازه پسر جوونی بود مسن نبود که بگیم حالا
ممکنه به علت کهولت سن و چیزی که سنش ایجاب میکنه واسش با ین تیپای جوون پسند میونه
نداشته باشه هرچند که اریان رو دیگه مگه می شه کسی حتی به اسم نشناسه!یحتمل این پسرک
فروشنده سفینه اش تازه از مریخ نشسته بود زمین...... لابد.... کمی بهش خیره شدم. حالتش جوری
نبود که بخواد اذیت کنه یا سر به سرم بذاره یا شوخی.... دوباره پرسید مجازه؟گفتم ببخشید دوست عزز
من اشتباهی اومدم..............شبتون خوش نارونی باشید.


