تبليغاتX
تمام شبهای نارونی من - شب سی ام:

تو پست های بعدی میخوام در مورد اریان و کاست هنری !!!!!!! شون بگم اونجا دلیلشو مینویسم پری عزیز. پست نارونی امشب : 

بچه که بودم وقتی بارون می بارید  می گفتم با هر قطره بارون یه فرشته میاد روی زمین

برادرم می گفت نه. این خداست که داره از دست بنده های گناهکارش اش می ریزه........

حالا فکر من درست بود یا برادرم بهر بارون همیشه مو یاد خاطره های شیرین می اندازه.همیشه موقع بارون با یه کاسه تخمه می رفتیم تو ایون خونه و  وقتی رگبار و تگرگ بود مسابقه می دادیم با هر قطره بارون یا تگرگ چند تا تخمه   می شکنیم

.همه اش از سرمای بارون می لرزیدیم و با خنده تخمه می شکستیم.

یکی دیگه از کارهای جذابی که زیر بارون دوسش داشتم خوردن پفک بود.تو راهنمای خوردن پفک در مدرسه ممنوع بود!معلم بهداشت امر کرده بود کسی ناید پفک بیاره مدرسه.ما تو راه برگشتن از مدرسه با تیما چند تا پفک می خریدیم و تو اتوبوس همه شو میخوردیم.

اینا شیطنتهای دوران کودکیم بودند. اون موقع ها نارون تو زندگیم نبود. دختر کوچولوی نازی بود مث عروسک .

البته وقتی می شینم پای صحبتهای همسرم می بینم ایشون هم از لحاظ شیطنت کردن آجری رو سبک نذاشتن......!!! درست م خودم.

شبتون خوش نارونی بمونید همیشه...

 

+ نوشته شده در ساعت توسط آریان مددیان