کتاب بامداد خمار و شب سراب رو خوندم.اونقدر اعصابم خرد و خط خطی شد که اندازه ای نیست
.اولا
افرین می گم به نویسنده بامداد خمار سرکار خانم فتانه حاج سید جوادی .نمیشه بامداد خمار رو کتاب
نامید من بهش می گم شاهکار. این شاهکار سرنوشت ده ها زن و دختر ایرانی هست که به دام غول
مخوفی میفتند بنام شوهر بد!......... ![]()
![]()
![]()
![]()
.
من خودم به عنوان یک مرد همسر یک زن هستم اما واقعا سعی کردم با زنم زندگی کنم نه زجرش
بدم!.این دلیلی نیست که چون خداوند ما مرد ها رو مرد افریده هر غلطی می خوایم با زنمون بکنیم.واقعا
نامردیه........من صد در صد حق رو به محبوبه مظلومی میدم که مثل یک بره معصوم افتاده گیر کفتار
کثیفی بنام رحیم.....رحیم نجار..! با اون مادر همه فن حریف عجوزه ی کثیفش... حیف اسم مقدس مادر
که رو این زن کثیف و دیو صفت بذارن.
چیزی که اندوه ادمو بیشتر میکنه اراجیفی هست که در کتاب شب سراب چاپ شده که از زبان رحیم
نجار نوشته شده رحیم بی شعوری که درک نیازهای روحی روانی و عاطفی یک زن رو نداره.رحی بی
رحم و اشغالی که وقتی میدونه همسرش ستاره ای در راه داره با خودش میگه چقدر این زن پر
خوره.رحیم کثیفی که زن جوان مریض و دردمندشو به باد کتک میگیره.رحیم فقط خواسته خودشو تبرئه
کنه. نویسنده در شب سراب شاهکار بامداد خمار رو پیش روش گذاشته و صفحه به صفحه سطر به سطر
ورق به ورق اون رحیم نامرد رو تبرئه کرده تا بی کناهی شو اثبات کنه. با این وجود عاقلان دانند و شب
سراب................... !!!
دستان هنرمند بانو حاج سید جوادی را برای این شاهکار و به تصویر کشیدن
مصیبت زن ایرانی باید بوسه زد و برای نویسنده شب سراب ارزوی شعور و درک بالا می کنم نارونی
باشید همیشه


