هيچوقت دلم نميخواست با خشونت و عصبانيت چيزي بنويسم تو اين وبلاگ اما....
فلاني هرچي دلش ميخواسته گفته بعد مي گه نخواستم همه حرفامو بنويسم. تورو خدا تعارف نكن بگو همه حرفاتو.
خواهر گرامي سركار خانوم مهنازـدرمورد سوالايي كه پرسيدين زمان كنكور بايد همون موقع گرايش ادامه رو انتخاب كنين كه مثلا ما رشته نمايش رو زديم. كنكور هنر خوب سخته خيلي هم سخته و زحمت ميخواد.دروس عمومي شايد به حد تخصصي ها مشكل نباشن اما شيرينه ولي در عين حال حجمش زياده.دروس دانشگاه هم خوب سخت و سنگين و پر هزينه اس.زماني كه من دانشجو بودم سال هفتاد و چهار مثلا پول يك درس دو واحدي ميشد پنجاه تومن كه واقعا سنگين و ثقيل بود. چون دانشجوهاي غيز هنر اون زمان فقط پنجاه تومن كل هزينه ثبت نامشون بوده اما ما فقط يه درسمون. بهرحال دانشگاه آزاد بوديم.در مقطع كارشناسي (ليسانس) دو سال اول عموميه و از سال دوم بايد گرايش رو تعيين كرد. كه مثلا من گرايش ادبيات نمايشي رو انتخاب كردم. ادوين گرايش كارگرداني تيما گرايش بازيگري يكي از دوستامون گرايش طراحي صحنه و يكي شون نمايش عروسكي. هفت تا گرايش داره ديگه.دو سال بعدش هم هر كي تو گرايش خودش تموم كرد و ليسانس گرفت.در مورد ادامه تحصيل هم خب كنكور فوق ليسانس واثعا مشكله براي هنر. خيلي سخته. شايدم من ديگه نمكشيدم. اما پدرمون دراومد.خود من البته دلايل زيادي بود اما صرفا براي مدركش دنبالش رفتم.دو سال دوره فوق بود كه خب من دو سال و نيم تموم كردم.اينجا ديگه چون ليسانس رو گرفته بوديم آزاد بوديم هر چي دلمون مخواد از زير مجموعه هاي تواتر بخونيم. من مثلا خودم گرايش بازيگري رو خوندم تيما همون بازيگري و ادوين همون كارگرداني رو ادامه داند. يكي از دوستامون طراحي چهره گريم خوند.بهر حال خوبه اما تحربه عملي خيلي بهتره ا زتئوري كه شما ميخونين! نا گفته تماند كه ما دوره كوتاهي هم پيش نادر رجب پور ديديم كه اون زمان سال ۷۲ توي تهران يه آتليه آموزش تئاتر داشت و خودش ميگن اين زور دقيق نميدونم اولين كسي بود كه رقص هاي پاتوميم رو اورد به ايران و البته طراح حركات موزون در ايران بود. باز در اين مورد خيلي اطمينان ندامر اما همسرش فرزانه كابلي هم به دختران آموش رصق يداد كه در نوع خودش عالي و منحصر بفرد بود. بهر حال دوست عزيز اين توضيحاتي بود كه دادم برات و اميدوارم تونسته باشي پاسخ سوالاتو بگيري.موفق باشي
.
اين چند روزه منزل اقوام و دوستان براي سال نو رفتيم. يا اونا اومدن اما خيلي خوش گذشت.تنها فرقش با روزاي ديگه اينه كه عيده....در اين چند روز به منزل تيما رفيتم براش يه مايكروفر هديه برديم و البته من جداگانه يه گردنبند ايتسل هم بهش هديه دادم.دوستمه بهرحال...!در اين ايام يكي از طوطي هاي تيما مرد كه خيلي غمگينش كرد
.
بعد به منزل ادوين رفتيم و ادوين يه طوطي براي اون يكي جفت طوطي تيما بهش هديه داد كه تيما بسيار خوشحال شد. به ادوين عطر خديه دادم و يك كراوات ابي خوشگل. خيلي خوشحال شد. منزل ادوين بيشتر در مورد آسيب شناسي كارگردانهاي تئاتر در ايران صحبت شد.
خونه آرشه اينا كه رفتيم برق رفته بود.شام رو عاشقانه زير نور شمع خورديم و همينكه سفره جمع شد و كمي ديگه نشستيم و اينا اومديم بيايم خونه برق اومد. به آرشه يك كيف لبتاب هديه دادم.
منزل آرشاويز امسل داشتند نقاشي ميكردندو آرشاويز عصابي بود حرص ميخورد چرا نقاشها خونه رو براي سال جديد آماده نكردند.مارو به يك رستوران دعوت كرد ايشون هم از سر لطف و صداقت براي تيما طوطي خرديه بود! تيما جان هنور خودشم يادش نيست اون جفت طوطي كه مرده نر بوده يا ماده حالا ما دعا كرديم يكي از طوطي هاي اديون و يكي كه آرشاويز گرفته ماده باشن. تا بعدا يه جفت هم واسه اون اصل كاري پيدا كنيم.آرشاويز دو روز ديگه به ارمنستان ميره و رفتنش كمي كارمونو تو شركت سخت ميكنه چون نارنج هم مريضه و ديگه خيلي سخته اما عيبي نداره چون چاره ايي نيست.
امسل موفق شديم با ادوين ايده هامونو عملي كنيم و توي شركت براي كريسمس چند تا تئاتر اجرا كنيم. آقاي شيرازي بسيار بسيار استقبال كرد جوري كه حتي خودمونم فكرشو نميكرديم. تئاترهاي آهو رو اجرا كرديم كه البته پانتوميم بود. تئاتر گويشي نگاه خيسرو اجرا كرديم كه هنرجوها خيلي خيلي خوششون اومد.بعدا متن نمايشينامه نگاه خيس رو براتون ميذارم
.
خيلي زياد نوشتم امشب شب ناروني همه بخير![]()
.


