تبليغاتX
تمام شبهای نارونی من - شب چهل و هفت:
داداش جان مهربونم اومد ایران.خیلی خوشحالم از اینکه ادنا پیشمه.دیشب رفتیم فرودگاه. اومد.ساده و صمیمی مثل قبل. یاد نینف افتادم. خانمی داشت به همسرش می گفت این فرودگاه خیلی جای بدیه در عین حال خوبه. عزیزانت میرن سفر دلت میگیره خودت میری بدتر اما وقتی خانواده ادم میاد خوبه.روی تابلو اعلانات اطلاعات پروازی  مینوشت ارمنستان در حال فرود.....

امروز نارون خانومی باقالی پلو پخته برای ناهار.بوی عطر باقالی.ادنا هم عاشق انواع پلو ها هست.

عصری میخوام برم تئاتر شهر داداش هم می خواد بیاد. میگه دلم برای دود و دم تهران تنگ شده بوده. کمی دود بخورم بد نیست....

گیبل انگاری حظور یک غریبه رو لمس کرده همه اش می ره تو سبدش میاد بیرون. امروز نه فردا همه اهل بیت فامیل میریزند ببینن داداش رو.

راستی علی جان عصبی نشو عزیزم در شان شما هست اقدام به خوردن یه پسر لاغر بکنی....بیخیال عزیزم....

یادم میره خب جوابتو بدم عزیزم کاکاچ به زبان ارمنی یعنی گل لاله و چون نارون عاشق این گل هست این به ذهنم رسید. نا سلامتی وبو تقدیم کردم به نارون.....

شب نارونی همه بخیر و شادی

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط آریان مددیان |