تبليغاتX
تمام شبهای نارونی من - شب چهل و هشت:
ادنا هم رفت. دیشب رفت. این دو هفته با وجودش هیچ غصه ایی رو حس نکردم. سرماخوردگی بسیار سختی گربان بنده رو گرفت شب رفتنش و نتوننستم باهاش برم فرودگاه.

خیلی سرم درد میکنه. از چیزی که می ترسیدم بالاخره اومد به سرم.

و اما در جواب دوست عزیزی که نوشتن چرا تو پیج نینف ادد نکردم چون ۳۶۰ با آی دی خودم نیست!

به این دلیل.

جای ادنا خیلی خالیه.عیب نداره عادت میکنم در عوض نارونی من که هستش که.در به در دنبال سایتی میگردم برای آپلود عکس.

ماجرای قورمه سبزی ادنا رو رو پیجم نوشتم تو بلاگش.دیگه اینجا حوصله ندارم بنویسم.

یا اینکه الان نه دارم می میرم از سینه درد. برام دعا کنین خوب بشم. آسم لعنتی هم که فقط منتر یه اشاره است منو عذاب بده و سرماخوردگی ام بهترین بهانه است براش.

شب نارونی همه خوش.

ادنای گلم شب تو هم خوش.

 

+ نوشته شده در ساعت توسط آریان مددیان |